|
2-دومین حادثه تلخی همیشه آزارم میده از دست دادن مادر بزرگمه.......
مادر بزرگ من نمونه ترین مادر بزرگ دنیا بود /اون پسش ما زندگی می کرد ماهم خیلی دوستش داشتیم خیلی /اون مادر پدرم بود وکسی رو نداشت به جز پدرم وعمه ام که اونم تو تهران زندگی می کرد/ثروتهای دنیای عمه ام رو از مادرش دور کرده بود /طوری که همه فکر می کردند مادر من دختر اونه نه عروسش/بعد از رفتن برادرم مادربزرگم که اونو خیلی دوست داشت /حسابی افتاد/تمام تواناییها شو از دست داد/انقدر گریه کرد که روشنایی یکی از چشمهاش برای همیشه خاموش شد/دیگه نمی تونست غذا بخوره/نمی تونست راه بره/منو مادرم تا جایی که می تونستیم بهش رسیدگی می کردیم/آره اگه تو دنیا یه عروس باشه که به مادر شوهرش عاشقانه خدمت کنه اون مادر من بود/بدون هیچ منتی/بدون هیچ چشم داشتی/بدون هیچ اجباری/غذا تو دهنش می گذاشت/لباساشو عوض می کردومی شست/و.............
این دومین درسی بود که تو زندگی یاد می گرفتم/رفتار مادرم نسبت به مادربزرگم به من یاد داد/هر انسانی در جایی خود قابل احترام است/حالا می خواد مادر خودت باشه یامادر شوهرت چه فرقی داره/اما دخترای این دروزمونه اصلا پدرو مادر شوهرشونو به حساب نمی ارن /اون احترامی که باید برای اونا قایل باشن نمی شن/آره بالاخره13/8/79 مادربزرگمم چشم از دنیا فرو بست/بدون اینکه هیچ کسی بفهمه /ساکت وآروم رفت/بازم باید شاهد گریه های پدرم می شودم/خدایا چی کار می کردم نمی تونستم حتی یک قطره از اشکهای پدرم رو ببینم/اون روزپدرم من به زور و التماس تونستم پدرم رو از روی جنازه مادرش بلند کنم/آخه می دونید پدر من پدر شو تو بچگی از دست داده بود/فقط یه مادر مهربون داشت/من اون روز خیلی گریه کردم/چون مادر بزرگمو بی نهایت دوست داشتم....................
بالاخره دوران رنج وسختی به پایان رسید
ما به خاطر برادرم از خونمون رفتیم ولی با یاری خداوند و تلاشهای بی شائبه پدرم در سال80 ما تونستیم یه خونه خوب و عالی بخریم/تقریبا وضع مالی پدرم خوب شد/پدر من پیمانکارحمل ونقل شرکت نفت تهرانه/بابام یه ماشین دیگه خرید و داداشم مرتضی هم اونجا مشغول به کار شد/هر چند از نظر مالی پیشرفت خیلی خوبی کردیم/اما تمام ثروت دنیا /تمام گنجهای گرانبهای دنیا هم نمی تونند جای عزیزای آدم رو بگیرند/به قول دوستم که خیلی دوستش دارم/امیدوارم تو شهری که زندگی میکنه موفق باشه/شکست در پول رو میشه به راحتی و با کمی سختی به دست اورد/خیلی حرف قشنگ و بامعنایه اگه یه کم روش فکر کنیم.
بابام یه حرف خیلی خوشگل می زنه دلم می خواد حتما تو وبلاگم بنویسمش:
اگه آدم دلش خوش باشه بدترین جای دنیا برای اون شخص مثل بهشته ولی اگه آدم ناراحتی وغم وغصه تو دلش رخنه کنه بهترین قصرهای دنیا هم براش زندونه...........................
|