|
دیگه تو رفتنی هستی نگو نه نه نگو نه
نگو نه که خیلی وقته می دونم نه نگو نه
دیگه تو نیستی مثل گذشته ها
اینو از کتاب چشمات می خونم
دیگه تو رفتنی هستی نگو نه نگو نه
نگو نه نگو نه که خیلی وقته می دونم
نگو نه نگو نه که خیلی وقته می دونم
می دونم تو هم مثل کبوتری
یه روز از بام نگاهم می پری
می دونم تو هم مثل کبوتری
یه روز از بام نگاهم می پری
توی چشمات یه نگاه غریبه است
یه نگاهی که میگه می خوای بری
یه نگاهی که میگه می خوای بری
دیگه مهتاب نداره چشمای تو چشمای تو
اون دوتا چشمهای پر عشق وامید
یادته تو شبهای تاریک وسرد
دوتا چشمات مثل آفتاب می تابید
نگو نه نگو نه که خیلی وقته می دونم
نگو نه نگو نه که خیلی وقته می دونم
می دونم تو هم مثل کبوتری
یه روز از بام نگاهم می پری
می دونم تو هم مثل کبوتری
یه روز از بام نگاهم می پری
توی چشمات یه نگاه غریبه است
یه نگاهی که میگه می خوای بری
یه نگاهی که میگه می خوای بری
دیگه مهتاب نداره چشمای تو چشمای تو
اون دوتا چشمهای پر عشق وامید
یادته تو شبهای تاریک وسرد
دوتا چشمات مثل آفتاب می تابید
نگو نه نگو نه که خیلی وقته می دونم
می دونم تو هم مثل کبوتری
یه روز از بام نگاهم می پری
می دونم تو هم مثل کبوتری
یه روز از بام نگاهم می پری
|