|
نمی گذارم لحظه هایم را ساعت ها معین کنند
- وقتی که عقربه ها بر گرده شان سواری می کنند.
قرار های ما هنوز نیامده اند
تقویم ها بی خودی دل خوش کرده اند
برای یادداشت جدید.
دست همه را پس می زنم
خودم لحظه می شوم
ثانیه...
ساعت...
سال...
همه اش را برای تو
همه اش را برای خودم هرگز می کنم.
عقربه ها الکی خوش اند.
|